تبليغاتX
mehr
 
دلم گرفته اي دوست هواي گريه بامن!!!!

۴/۳/۸۸

|+| نوشته شده توسط b در چهارشنبه ششم خرداد 1388  |
 
دلگيرم از اين شهر سرد

اين كوچه هاي بي عبور

وقتي به من فكر مي كني

حس مي كنم از راه دور

آخر يه شب اين گريه ها سوي چشام ميبره

عطرت داره از پيرهني كه جا گذاشته مي پره

بايد تورو پيدا كنم هرروز تنها تر نشي

راضي به با من بودن حتي از اين كمتر نشي

محكم بگيرم دستتو احساسم و باور كني

۲/۱۰/۸۷ بعد از حرف زدن با ب. ك

|+| نوشته شده توسط b در دوشنبه دوم دی 1387  |
 

و اگر آدم هم مثل من آدم بود

و دلش ني لبكي بود حزين

مي سراييد به اندازه يك حنجره در گوش زمان

قطعه شعري از عشق

كه همين عشق سر آغاز من و عالم بود

قبل از اين بود جهان يكه و در تنهايي

ظلماتي كه يقين ماتم بود

پس جهان بي من يا من بي عالم

بود چيزي كه در آن چيز وجود ي كم بود

و تويي جان جهان و منم كالبدي

ارزشي بود اگر ،بودن ما با هم بود

از: محمد بهزاد اخگر

|+| نوشته شده توسط b در دوشنبه هجدهم آذر 1387  |
 
از شبنم عشق خاك آدم گل شد

صد فتنه و شور در جهان حاصل شد

چون نشتر عشق در رگ زدند

يك قطره خون چكيد و نامش دل شد

|+| نوشته شده توسط b در دوشنبه چهارم آذر 1387  |
 

گاهی تو صدایم می‌کنی
گاهی من صدایت می‌کنم
عجیب است
گاهی هر دو
چیزی به این سادگی را
فراموش می‌کنیم

 

۱۲/۸/۸۷

|+| نوشته شده توسط b در یکشنبه دوازدهم آبان 1387  |
 

يارب به كرم بر من درويش نگر

در من منگر در كرم خويش نگر

هر چند نيم لايق بخشايش تو

بر حال من خسته ي دل ريش نگر

15/7/87

 

|+| نوشته شده توسط b در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  |
 

يارب به كرم بر من درويش نگر

در من منگر در كرم خويش نگر

هر چند نيم لايق بخشايش تو

بر حال من خسته ي دل ريش نگر

15/7/87

 

|+| نوشته شده توسط b در دوشنبه پانزدهم مهر 1387  |
 تنهايي

كاش مي شد هيچ كس تنها نبود   

كاش مي شد ديدنت رويا نبود

گفته بودي با تو ميمانم ولي

رفتي و گفتي كه اينجا جا  نبود

ساليان سال تنها مانده ام

شايد اين رفتن سزاي ما نبود

من دعا كردم براي بازگشتت

دست هاي تو ولي بالا نبود

باز هم گفتي كه فردا مي رسي

 ۱۰/۷/۸۷

 

|+| نوشته شده توسط b در چهارشنبه دهم مهر 1387  |
 
يارب بر خلق تكيه گاهم نكني

                        محتاج گدا و پادشاهم نكني       

  موي سيهم  سپيد كردي به كرم

                       با موي سپيد روسياهم نكني

۶/۷/۸۷

 

|+| نوشته شده توسط b در شنبه ششم مهر 1387  |
 
اي صميمي اي دوست

گاه بي گاه لب پنجره خاطره ام مي آيي

تو زمن ياد كني يا نكني

من به يادت هستم

|+| نوشته شده توسط b در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387  |
 
 
بالا