و اگر آدم هم مثل من آدم بود
و دلش ني لبكي بود حزين
مي سراييد به اندازه يك حنجره در گوش زمان
قطعه شعري از عشق
كه همين عشق سر آغاز من و عالم بود
قبل از اين بود جهان يكه و در تنهايي
ظلماتي كه يقين ماتم بود
پس جهان بي من يا من بي عالم
بود چيزي كه در آن چيز وجود ي كم بود
و تويي جان جهان و منم كالبدي
ارزشي بود اگر ،بودن ما با هم بود
از: محمد بهزاد اخگر
|
+| نوشته شده توسط
b در دوشنبه هجدهم آذر 1387
|